اگر حاکم قدرتي است که با تصميم خود حدومرزي ميان درون و بيرون خلق  ترسيم مي‌کند (اشميت)، يعني فضايي براي اِعمال قدرت مي‌آفريند، بر اين اساس، ضعف اساسي دستگاه رهبري ايران دقيقاً ناتواني در خلقِ اين مرز و ايجاد قلمرويي براي اِعمال قدرت است. سياست ايران که بر مبناي تمايز کلاسيک و زوج مفهوميِ دوست‌ـ‌دشمن پي ريزي و بر همين مبنا دست به کليت‌سازي زدند، ديگر در وضعيت فعلي ايران جواب نمي‌دهد. انگار چيزي شبيه دولتِ بي‌قلمرو شده است، بي‌آنکه قلمروش را از دست داده يا به تصاحب ديگري درآمده باشد. «مردم» به‌ميانجيِ منتفي‌کردنِ وضعيتِ حيات برهنه بودنِ خويش، تواناييِ خلقِ مرز درون‌وبيرون‌ساز را از قدرت دستگاه حاکمه سلب کرده‌اند. رمز ماندگاريِ مقاومت جنبش سبز در همين سلب‌کردن امکانِ خلق مرز از حاکم و ناممکن‌کردن يا دست‌کم ايجاد اختلال در تصميم‌گيري حاکم (= منتفي‌کردن امکان حدوث وضعيت استثنايي از سوي حاکم = پديدآوردن و حدوثِ وضعيت استثنايي واقعي) نهفته است. عاشوراي امسالِ تهران، تحقق عينيِ خشونت الهي و خلق وضعيت اضطراري واقعي موردنظر بنيامين بود. [شنيده‌ها از فرار مخفي برخي مقامات عالي و بلندپايه از تهران در روز عاشورا سخن مي‌گويند.] رمزِ درماندگي و فروبستگيِ سياست و قدرت در ایران ناتواني در خلق چنين مرزي ودر ساختن درون و بيرون [= خلق فضاي اِعمال قدرت] نهفته است. قدرت نمي‌داند با موسوی و کروبی[تنها گروهِ "ضددولت"] چه کار کند، نمي‌تواند آن‌ها را نه در بيرون و نه در درون جاي دهد. قدرت تاکنون واقعا نتوانسته مرزي ترسيم کند تا بر اساس آن، فضايي براي اعمال قدرتش بر انان خلق کند. نمي‌تواند سران جنبش سبز را در حيطه قلمرو قدرتش وارد و تکليف آن‌ها را مشخص و يکسره کند. در کل، سياست هنوز امکانِ برپاکردن و قوام‌بخشيدن به خود را نيافته است. افسوس که برايم ممکن نشد در کلاس‌هاي ترم زمستاني مراد فرهادپور در مؤسسه مطالعات سیاسي اقتصادي پرسش شرکت کنم. عنوان کلاس، خود به حد کافي شورانگيز و جنون‌آميز است: «منطق استثنا و بحران بازنمايي». فهم مسأله‌ي طرح‌شده در اين کلاس‌ها به‌طرز خيره‌کننده‌اي مي‌تواند وضعيت کنوني سياست در ايران را به‌خوبي قابل فهم سازد. [با اينکه «چيزي» ريشه‌اي و اساسي در تاريخ ايران، حداقل در تهران، حادث شده و در ابتدايِ روي دادن و سرآغاز رويه‌اي بس دگرگون است، اما هنوز هيچ نظريه‌اي نتوانسته است وضعيت و اهميت آن را به‌نحو معنادار و قابل فهم درک و تحليل کند. منطق استثنا و بحران بازنمايي احتمالاً تنها صورت‌بنديِ معناداري ست که وضعيت را تا حد رضايت‌بخشي قابل فهم مي‌سازد.هرگونه دسترسي به فايل متني يا صوتي آن کلاس‌ها دارد ديوانه‌ام مي‌کند.